3 گام برای حفظ بهداشت و سلامت روان در بحران

3 گام برای حفظ بهداشت و سلامت روان در بحران

درود و ارادت خدمت شما دوست ارزشمندم. در این روزها که شاهد تحولات سیاسی-اجتماعی بزرگی در کشور ایران هستیم و در این بزنگاه تاریخی که از همه نظر، نوسان‌های شدیدی رو تجربه می‌کنیم، بلاتکلیفیِ آمیخته با استرس و اضطراب، منجر به رکود مطلق در زندگی افراد شده؛ به بیانی ساده‌تر، مردم در این وضعیت، عمیقا احساس ناتوانی و ناکارآمدی رو تجربه می‌کنن. گویی که حالا، صبر تنها وظیفه این مردمه و گذران وقت هم تنها کاریه که از دستشون بر میاد!

از حق نگذریم، چنین روتینی در شرایط فعلی خیلی هم عجیب یا غیرمنطقی نیست؛ چرا که ما در این روزهای بحرانی و حساس، نوسان‌های بی‌سابقه‌ای رو از درون و بیرون تجربه می‌کنیم؛ از موشک‌هایی که روی سرمون فرود میاد تا رکود و تورم اقتصادی بی‌سابقه، ابهام و بلاتکلیفی شدید، محدودیت‌های سنگین و نگرانی‌های پیوسته‌ای که ظاهرا پایان نداره …

به هر صورت، تجربه همزمانِ ترکیبی از احساسات و هیجانات منفی در شرایط فعلی کاملا طبیعیه! همچنین تجربه رکود، عدم تمرکز، اهمال‌کاری و افراط و تفریط هم در این روزها نرمال به نظر می‌رسه! توجه داشته باش که این تجارب در یک محیط سالم و با ثبات، نه تنها طبیعی نیست بلکه اختلال محسوب می‌شه، اما در شرایط کنونی ایران، این‌ها فقط واکنش طبیعی یک مغز سالم، به محیط ناسالمه!

لذا من وقتی می‌بینم که برخی از مراجعین در جلسات مشاوره، درد و رنج این شرایط رو با خودسرزنشی دوچندان می‌کنن، از این بابت واقعا ناراحت می‌شم. چراکه ما در این روزها بیش از هر زمان دیگری باید تمام نوسانات درونی و بیرونی خودمون رو بپذیریم و اجازه بدیم که این حال و هوا درونمون جاری بشه و از ما عبور کنه. در این روزهای تاریخی، ما بیش از هرچیزی به همدلی نیاز داریم، و در اولین گام این همدلی رو باید به خودمون اعطا کنیم.

اینجا، پیشگفتار مقاله با این هدف نگارش شد که شما آگاه بشی، اختلال‌های عاطفی و روانی کنونی که در تو جاری شده نه تنها مشکل محسوب نمی‌شه بلکه نشان از سلامت مغزی تو داره! تجربه افسردگی، نااُمیدی، استرس و اضطراب، اهمال‌کاری، ترس، نگرانی، بی‌انگیزگی و … همگی سلامت مغز تو رو فریاد می‌زنن؛ تنها یک مغز سالم در محیط ناسالم و در شرایط بحرانی چنین آلارم‌ها و علائمی رو از خودش بروز میده.

استرس و اضطراب

پس وجود این تجارب هیجانی، رفتاری و روانی، به خودیِ خود نه تنها مشکل نیست بلکه خیلی هم خوبه و باید گفت: بسیار عالی! در اصل مشکل اصلی ما، واکنش غلط نسبت به این علائم و نشانه‌هاست … تصور کن دزدگیر ماشینت فعال شده، اما تو به جای این که فورا به سمت پارکینگ بری تا از امنیت ماشینت اطمینان حاصل کنی، درعوض همونجا در منزل مدام خودزنی کنی و فریاد بزنی که ای وای ماشینم رو بردن!!!!! حالا در صورت بروز واکنش دوم، مشکل از دزدگیره یا از شما؟! دراصل دزدگیر وظیفه خودش رو عالی انجام داد و این شمایی که واکنش اصولی و درست بروز ندادی.

3 گام برای حفظ بهداشت و سلامت روان در بحران

خب چه می‌شه کرد؟

ما باید در این وضعیتِ روانی منفعل بمونیم و روز به روز تحلیل بریم؟! آیا ما واقعا از همه نظر قفل شدیم و هیچ کاری از دستمون بر نمیاد؟ اصلا راهی برای کاهش فشار و تنش روانی وجود داره یا خیر؟ و دیگر سوال‌های مشابه که در بخش دوم همین مقاله به پاسخ اون‌ها پرداخته می‌شه. به طور کلی، در ادامه قصد دارم به 3 گام برای حفظ بهداشت و سلامت روان در شرایط بحرانی نظیر جنگ بپردازم. با مطالعه این قدم‌ها به پاسخ این سوال‌ها نیز خواهید رسید.

کاهش پیگیری اخبار

آیا چک کردن اخبار درسته؟ بدون شک پاسخِ صفر و صدی وجود نداره و طبیعتا پیگیری اخبار هم در مواقعی می‌تونه درست و حتی ضروری باشه. الالخصوص در شرایط بحرانی و جنگی. چراکه در شرایط کنونی، شما به طور ناخواسته هم در معرض اخبار قرار خواهید گرفت و درواقع حتی اگر خودت هم اخبار رو پیگیری نکنی، اخبار تو رو پیگیری می‌کنه!

در چنین وضعیتی تلاش برای انکار یا نادیده گرفتن وضعیت، شدیدا نتیجه عکس داره و به نوعی تلاش برای عدم توجه، خودش نوعی توجه محسوب می‌شه. پس در شرایط نرمال من فکر نمی‌کنم چک کردن اخبار لزومی داشته باشه، مگر این که شغلت چنین امری رو ایجاب کنه و یا این که مثل پدرها به اخبار علاقه‌مند باشی!

اما در شرایط بحرانی مثل وضعیت این روزهای کشور، پیگیری اخبار نه تنها لازم، بلکه حتی ضروریه. چراکه ما نیاز داریم از خطرات احتمالی که ممکنه ما رو تهدید کنه با خبر بشیم تا بتونیم در اسرع وقت پیشگیری‌های لازم رو لحاظ کنیم. همونطور که گفتم این روزها و در شرایط جنگی با توجه به این که بمباران خبری وجود داره، تو حتی اگر بخوای هم نمی‌تونی اخبار رو نادیده بگیری، پس بهترین کار اینه که خودت اصولی و حساب شده اخبار رو دنبال کنی.

گفتم چک کردن اخبار به شکل اصولی و حساب شده. پس بهتره در این بخش به همین مسئله بپردازم. درواقع سوای از این که شرایط نرماله یا بحرانی، باید بدونی که چک کردن اخبار هم اصول خودش رو داره که باید این اصول رو در حین پیگیری اخبار لحاظ کنی. درغیراینصورت نه تنها بازیچه پروپاگاندای رسانه‌ها می‌شی، بلکه دچار فقدان سلامت، سرخوردگی، رکود و انفعال نیز خواهی شد.

در همین ابتدا بگم که ما چیزی به نام رسانه بی‌طرف و مردمی نداریم. رسانه یا چپه، یا راست. چون بلاخره منابع مالی و نفوذش باید از یه جایی تامین بشه و یک رسانه اگر بخواد حرفه‌ای و به‌روز پیش بره، راهی جز این نداره که یک طرف رو انتخاب کنه. البته که رسانه های بزرگ و قدرتمند از ابتدا توسط دولت‌ها پایه‌گذاری می‌شن. پس در همین ابتدا بدون که وقتی یک رسانه خبری رو دنبال می‌کنی، حتی اگر اخبار درست رو هم بهت ارائه بده، اون اخبار فقط یک طرفِ قضیه‌ست نه کل ماجرا.

چک کردن اخبار

دوم این که 90% رسانه‌های خبری در این روزها ناشر خبر نیستن، بلکه تولیدکننده خبرن! حتی در اوج جنگ هم در هر روز نهایتا 4 الی 6 خبر مهم و موثق منتشر می‌شه؛ حتی بعضی روزها هیچ خبر خاصی نیست. اما این درحالیه که کانال‌ها و رسانه‌های خبری روزانه صدها خبر رو پخش می‌کنن. صدها خبری که در اکثر موارد فیک‌نیوز «دروغ» هستن و یا اخبار درستی هستن که هیچ ضرورتی ندارن به جز بازی روانی و جهت دهی به افکار عمومی. به عنوان مثال، انتشار دونه به دونه تصاویر دانش‌آموزان فوت شده در مدرسه میناب که در روز اول جنگ بمباران شد، فکر نمی‌کنم سودی داشته باشه به جز فروپاشی روانی مردم. به هر جهت، تولید بی‌وقفه اخبار و بمباران خبری هیچ هدفی نداره به‌جز جهت دهی به ذهن و روان شما. پس با توجه به توضیحات فوق، اخبار باید به صورت تیتروار چک بشه اون‌هم از یک رسانه معتبر. رسانه‌ای که اخبار رو تولید نمی‌کنه، بلکه منتشر می‌کنه، اونهم فقط اخبار مهم و ضروری.

سوم این که باور کن برای پر کردن وقت، کارهای مفیدتر از پیگیری اخبار هم وجود داره! مردم اکثرا اخبار رو لحظه به لحظه چک می‌کنن تا بلکه این دقایق و ساعت‌های کوفتی زودتر بگذره و تکلیفشون مشخص بشه. درحالی که زهی خیال باطل؛ این قصه سر دراز دارد رفیق جان. اینجا خاورمیانه‌ست و ثبات معنایی نداره؛ حداقل تا به این لحظه که ما چیزی به نام ثبات در این منطقه ندیدیم. پس بهتره برای پر کردن وقتت مغز خودت رو زیر اخبار فَله‌ای به فنا ندی و به دنبال کارهای بهتری باشی؛ چمیدونم، از فیلم و سریال گرفته تا موسیقی و معاشرت با دوستان و یا غرق شدن در افکار … اگر بعد از 30 روز تجربه جنگ، حالا به این وضعیت عادت کردی و کمی تمرکزت برگشته هم خب می‌تونی کارهای مفیدتری انجام بدی.

معاشرت با دوستان پرانرژی و ارزشمند

در شرایط نرمال، تک‌پری یا درون‌گرایی شاید انتخاب خوبی باشه، اما در شرایط بحرانی مثل جنگ، اصلا انتخاب خوبی نیست. این روزها هم‌کلامی و معاشرت با اطرافیان می‌تونه تا حد چشم‌گیری در کاهش تنش روانی موثر باشه. از بذله‌گویی‌های دوستانه تا صحبت‌ها و تحلیل‌های جدی راجع به شرایط کنونی … البته که در انتخاب افراد برای معاشرت هم باید جانبِ احتیاط رو رعایت کرد؛ چراکه در این روزهای پر تنش، حساسیت ذهنی و روانی ما بالارفته و همونطور که هم‌نشینی با یک دوست دانا و پخته می‌تونه سریعا حال ما رو خوب کنه و روزمون رو بسازه، به همون میزان هم یک فرد بیمار می‌تونه گند بزنه به کلِ روز ما.

پس مجددا تاکید می‌کنم که این روزها با توجه به وضعیت بحرانی، شاخک‌های روانی ما خیلی حساس شده و به همین دلیل تاثیرپذیری ما نیز تشدید شده. لذا در انتخاب افراد برای معاشرت باید دقت قابل توجهی به خرج بدیم تا با معاشرت‌های مفید و پیوسته در راستای حفظ سلامت روان خودمون گام برداریم. علاوه بر معاشرت‌های عمومی، اگر دوستی داری که حتی در همین شرایط هم پرانرژی و مثبته یا اگر دوستی داری که دانا و پخته‌ست، باور کن چنین فردی در این روزها مثل یک گنج گران‌بهاست! پس از حضورش نهایت لذت و بهره‌مندی رو تجربه کن.

معاشرت با دوستان

در شرایط بحرانی که بالاجبار وقت آزاد زیادی داری، تنهایی و انزوا چیزی جز نشت انرژی و آشفتگی روانی رو به همراه نداره. تنهاییِ افراطی در این روزها به خودشکوفایی و رشد منجر نمی‌شه، بلکه فقط شما رو به افسردگی و انزوا سوق میده. لذا حتی اگر شرایط معاشرت حضوری با دوستان فراهم نیست، پس قطعا تماس تلفنی می‌تونه گزینه خوبی باشه. جان کلام، من دیدم که آدمی می‌تواند شفای آدمی شود …

ایجاد روتین منطقی و تعهد به آن

ایجاد روتین منطقی یعنی چی؟ یعنی تنظیم یک برنامه روزانه، کاملا سازگار با شرایط فعلی و البته منعطف! این نکته خیلی مهمه دوست گلم، به این دلیل که در شرایط جنگی و بحرانی، ثبات معنایی نداره و ما همواره نوسانات و فراز و نشیب‌های شدیدی رو از همه جهت تجربه می‌کنیم، لذا روتینی که تنظیم می‌کنیم در وهله اول باید کاملا سازگار با شرایط موجود، و در نهایت باید کاملا انعطاف‌پذیر باشه.

اما چرا روتین مهمه؟ چون روتین مانع از افسردگی، انفعال و فرسایش روانی می‌شه. حفظ روتین روزانه به این معناست که هنوز ما به زندگی متصل هستیم … من سال‌ها پیش راجع به سربازانی مطالعه می‌کردم که حتی در جنگ جهانی، به وقت استراحت و در سنگرهای خود به انجام روتین روزانه مشغول می‌شدند. جالب‌ترین مورد برای من سربازی بود که در سنگر به نگارش کتاب خود مشغول بود!

این سربازها غالبا دانش روان‌شناسی نداشتند، اما به طور غریزی خیلی خوب می‌دونستن که زندگی در هر حالت و در هر شرایطی جریان داره؛ حتی در دل جنگ و حتی زمانی که مرگ بر سر اون‌ها سایه اَفکنده. بسیار خوب، اگر تنظیم روتین و تلاش برای حفظ اون، حتی در سنگرهای خط مقدم هم ضروری و امکان‌پذیره، پس چرا فکر می‌کنی برای تو غیرممکنه؟!

برنامه ریزی برای روتین

به هر صورت باید روتینی سازگار و منعطف تنظیم کنی که شامل فعالیت‌های متنوع باشه. از یادگیری و فعالیت شغلی گرفته تا فعالیت‌های مربوط به تفریح و استراحت. لذا لیستی از چند کار متنوع آماده کن و سعی کن هر روز تا انتهای شب بخش قابل توجهی از اون لیست رو تیک بزنی. حتی اگر یک کار تیک بخوره عالیه و این یعنی طلسمِ انفعال در وجودت شکسته و تو مجددا به جریان زندگی متصل شدی.

کلام آخر

رکود و انفعال در شرایط بحرانی تا حدودی طبیعیه و حتی لازمه که باشه، اما از جایی به بعد باید این قفل رو از درون بشکنی و مجددا حرکت و اقدام رو تحربه کنی تا در گام اول برای خودت و در گام دوم برای عزیزانت مفید و موثر ظاهر بشی. در این روزها که کشور عزیز ما، تحولات عمیق و بعضا دردناکی رو از تمام جهات تجربه می‌کنه، بدون شک حالا بیش از هر زمان دیگری به حضور، امید، انگیزه، همت و اقدام ما نیاز داره.

ایرانِ توسعه یافته و درخشانی که همه ما چشم انتظارشیم، پدیدار نخواهد شد مگر با حضور سازنده و موثر من و تو. پس شما بازیچه و قربانی سیاست نیستی دوست خوبم، حتی اگر باشی هم این تمام ماجرا نیست. بدون شک درصدی هم اختیار و قدرت در دست خودت هست و همین کافیه برای این که وارد گود بشی و به بهترین شکل ممکن بازی کنی.

لذا تجارب روحی و روانی که اکنون تجربه می‌کنی رو نه به عنوان یک قفل، یا نه به عنوان یک بن‌بست، بلکه به به عنوان یک آلارم و یا خستگیِ نرمال بپذیر. با چنین نگرشی حالا می‌تونی طبق آموزه‌های این مقاله به مرور از حالت فریز خارج شده و حرکت رو تجربه کنی. یادت باشه آب که راکد بمونه خیلی زود می‌گَنده. پس حرکت رو فراموش نکن، حتی اگر فاقد نتیجه مادی باشه!

چراکه ذاتِ حرکت به خودیِ خود، سلامت روانی و جسمانی و احساس رضایت رو برای ما به ارمغان میاره و هر نتیجه دیگری قطعا جانبی خواهد بود. به عنوان مثال از نظر بنده، سلامت روانی و جسمانی و احساس رضایت، اصلی ترین نتایج ورزش هستند و اگر مدالی هم کسب بشه اون مدال یک نتیجه جانبی خواهد بود نه اصلِ هدف!

ما به ظاهر برای کسب مدال حرکت و تلاش می‌کنیم اما در پشت پرده و در حقیقت، دربه‌در به دنبال سلامت، آرامش و حس رضایت می‌گردیم. و تو دوست ارزشمندم، نباید فراموش کنی که در این روزهای بحرانی و پر ابهام، باید تمام هدف و دغدغه‌ات کسب این نتایج باشه. همین و بس …

با آرزوی بهترین ها

ارادتمند شما، ابراهیم شجاعی

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها